پژوهشی در احوال:

 

   سَهل بن عبدالله تُستَری

        عارف قرن سوّم

 

 

 

 

 

                    

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                         

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به همه پویندگان راه حق وحقیقت ،و سالکان الی الله

 

 

 

                         باشد که ما هم توفیق پیروی و ادامه دهنده راه ایشان باشیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                         هو اللّطیف

 

 

مقدّمه

 

در این تحقیق سعی شده مختصری از احوال و آثار جناب سهل ابن عبدالله تستری (283 ه ق) از عرفای بنام سرزمین پهناور ایران اسلامی نگاشته شود.

لذا در این راستا جهت تهیه اطلاعات و منابع ،مجبور شدم چند سفر بیاد ماندنی انجام دهم و با بزرگانی  همچون شیخ محمد علی شرف الدین از اکابر و مورخین شهرستان شوشتر و جناب آقامیرزا حسن مستوفی از اعاظم آن دیار و تنی چند از اصحاب معرفت دیدار نمایم و در همین اثنا با مطالعه کتب معرفی شده همچون تذکره الاولیا شیخ عطار ( 627  ه . ق ) و نفخات الانس جامی (898  ه . ق) که بحق داد سخن  را در باب شیخ رحمه الله علیه داده اند و کتب دیگری همچون فردوس تالیف علاءالملک حسینی  و مجالس المومنین از قاضی نورالله شوشتری ( 1019  ه . ق) و تاریخ جغرافیای خوزستان از سید محمد علی امام وتذکره شوشتر تالیف سید عبدالله جزایری شوشتری (1173  ه . ق ) وکتب متعدد دیگری که در محل خود به آنها اشاره خواهم کرد ، اطلاعات وسیعی در باره این عارف دلداده بدست آورم. که در سه فصل بشرح ذیل به نظر استاد محترم و دوستان عزیز خواهد رسید:

فصل اول : شوشتر کجاست ؟

فصل دوم : سهل  کیست ؟

فصل سوم : ، آراء و عقاید و سلسله سهلیه ،آثار و اقوال شیخ

ودر پایان اشاره ای به منابع و ماخذ تحقیق خواهم داشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                 صفحه  1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     فصل اوّل

 

 

 

 

 

 

 (شوشتر کجاست )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ولایت شوشتر به نقل از سید محمد علی امام شوشتری :

کلمه شوشتر را یاقوت به نقل از حمزه اصفهانی اسم تفضیل شوش بمعنی خوب گرفته است که شوشتر به معنی خوبتر میشود ... شمال آن محدود است به کوهستان بختیاری و شرق آن به ولایت مسجد سلیمان و غربش به ولایت دزفول و جنوبش به ولایت اهواز و زاویه جنوبشرقی به حدود ولایت رامهرمز میپیوندد.

شهر در بالای تلی در ساحل راست رود گرگر و چپ شطیط واقع شده است. بنای آن مجهول است .

عبدالله بن مقفع به نقل از کتب قدما گفته : اول حصاری که پس از طوفان نوح بنا شده حصار شوش و شوشتر بوده است.

در قرون وسطی محلاتی را که متصل به دروازه گرگر بوده محلات گرگر و آنچه قریب به دروازه لشکر بوده محلات دستوا مینامیدند.

این شهر در روزگار پیشین از شهرهای بسیار مهم و قشنگ ایران بشمار میامده و دارای بازارهای متصل و باغهای مشجر و خیابانهای با نزهت و صفا بوده است.

کوچه های شهر مثل سایر شهرهای قدیمه اغلب تنگ و پیچ و خم دار است. ساختمان خارجی خانه ها از سنگ وگل است. و در داخل خانه بیشتر آجر استعمال میشود...

معمولا یک طبقه یا دو طبقه بنام شبستان یا شوادان در زیرزمین  خانه حفر میکنند که در تابستان حدود بیست درجه از بالا خنکتر است.

مقدسی مینویسد: دراقلیم خوزستان شهری پاکیزه تر و محکمتر و بزرگتراز شوشتر نیست. رودخانه به دورآن میگردد، باغها و نخلستانها آنرا فرا گرفته است و معدن استادان دیبا بافی و پنبه بافی میباشد.

مقابر و مزارات در شوشتر و اطراف آن که شهری قدیمی است طبعا فراوان است . در تخته سنگ معروف به تخت قیصر، قبرهایی هست که در سنگ  تراشیده شده و سقف آنها را با آجر پوشانیده اند.

قدیمیترین مقبره اسلامی در شوشتر بلکه در تمام ایران، آرامگاه برّاءبن مالک انصاری است که از شجاعان صحابه پیامبر(ص) بوده و هنگام فتح شوشتر بدست هرمزان حاکم خوزستان در سال 17 یا 18 هجری کشته شده است. مدفن او در شمال شهر، مقابل قلعه سلاسل است که از روزگار پیشین زیارتگاه مردم بوده است.

و دیگری مزار امام زاده عبدالله میباشد که بر بالای تلی در جنوب شهر، داخل حصار،نزدیک دروازه لشکر واقع است . و دیگر مقام خضردرهزار زرع شرقی شوشتر،نیزاز بناهای قدیمه است که تاریخ ساختمان آن نامعلوم میباشد.

و نیز مقبره سید محمد گیاهخوار که از آثار ایام صفویه است که در شمال شرقی شهر بر قطعه کوهی مشرف به رودخانه کارون ساخته شده. ومقبره شیخ شمس الدین (سید شمس الدین گلچشم) از سادات تُلغَردرصحرای گرگر بر بالای کوه ساخته شده است و از مشایخ طریقت است.

ودیگر سید محمد بازار... ، وسید محمد ماه رو که متصل به دروازه گرگر است ...، و

 

                                                 صفحه  3

ناگفته نماند که در صحرای گرگر مزاری است که بیشتر آن خراب شده، و نزدیک  چشمه                                                 

سوزنگران خانه سهل بن عبدالله معروف بوده که مادرش در آن دفن شده بود.

ودر جوار مسجد حسین مقبره بزرگی بوده بنام خالوی سهل، شیخ محمد سوّار، که بتدریج در تصرف خانه های اطراف رفته و جز یک اطاق کوچک چیزی بنام مقبره باقی نمانده و این هر دو از مردم قرن سوم هجری اند. 1

همچنین مرحوم احمد اقتداری در کتاب دیار شهریاران نام بقاع و آثار باستانی شوشتر را بخوبی و به تفصیل به همراه عکسهای بسیار جالبی مستنداً آورده است.2

ودر خصوص خانه های سهل بن عبدالله شوشتری و محل دفن مادر شیخ مینویسد:

در خارج از شهر شوشتر و دراراضی معروف به صحرای گرگردرتپه ای مشرف به چشمه سی زنگر در ضلع جنوبیٍ تپه ای که بقعه شیخ شمس الدین برفرازآن قراردارد ، در فاصله بقعه شیخ شمس الدین ومقام صاحب الزمان و تقریبا به مسافت مساوی بین آندو، دو قبر که جدیداً سیمانی شده اند درکنارهم قراردارند هریک به ابعاد 35/×08/1×2 متر،که روی هردو قبرتعدادی کاشی شکسته به رنگهای آبی و سبزفیروزه ای، سیاه و بنفش، سورمه ای و خردلی و سفید رنگ بطور نا منظم نصب شده اند... ، بین مردم شوشتر مشهور است که یکی از این دو قبر،مدفن مادر سهل بن عبدالله است. 3

از جمله آثار باستانی معروف شوشتر میتوان به آثار ذیل اشاره نمود:

1-   آبشارهای شوشتر معروف به (سیکا)

2-   دژ سلاسل معروف به (قلعه سلاسل)

3-   پل و سد میزان معروف به (بند میزان)

4-   پل شادروان (در مسیر دزفول)

5-   پل لشکر(واقع در پشت بقعه امام زاده عبدالله)

6-   نهر داریون (جاری در بین دو شاخه گرگر و شطیط)

7-   عمارت کلاه فرنگی(واقع درابتدای بند میزان)

8-   ساختمان مسجد جامع (واقع در مرکز شهر)

9-   خانه مستوفی(واقع درجنب قلعه سلاسل)

و دهها مکان دیگر که بسیار زیبا و دیدنی است.

البته جای آن دارد که اضافه شود در سالهای اخیر آثار باستانی و خانه ها و قبور و ... در اطراف و مرکز شهر پیدا شده و نگارنده برخی از آنها را از نزدیک مشاهده نموده است.

 

 

 

                            

                                              

________________________________________________________

1- امام شوشتری   سید محمد علی ، تاریخ جغرافیای خوزستان،صفحات 114تا 136

2- رجوع شود به اقتداری   احمد ، دیار شهریاران ،جلد نخست بخش اول فصل سوم صفحات 545 تا 820

3- اقتداری   احمد ، دیار شهریاران ،جلد نخست بخش اول فصل سوم صفحات 556 تا 563

                                                                                صفحه  4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     فصل دوّم

 

   (سهل کیست)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جناب عطّار در تذکرة الاولیا میفرماید :

آن سیّاح بیداء حقیقت،آن غوّاص دریای حقیقت،آنشرف اکابر،آن مُشرف خواطر،مهدی راه و رهبری،سهل بن عبدالله تستری- رحمۀ الله علیه- از محتشمان اهل تصوف بود واز کبار این طایفه بود و در این شیوه مجتهد بود و در وقت خود سلطان طریقت و برهان حقیقت بود و براهین او بسیار است . ودر جوع و سَهَر شانی عالی داشت و از علمای مشایخ بود و در معاملات و اشارات بی بدیل بود و در حقایق و دقایق بی همتا و علمای ظاهر چنین گویند که : میان شریعت و حقیقت او جمع کرده بود. 1

پدر و مادر :

پدرش عبدالله نام داشت و اهل شوشتر بود و سهل حدود سه سال داشته که پدر بزرگوارش از دنیا رفته، عبدالله را قدما در کتب خویش گوناگون یاد کرده اند از جمله به (عبدالله بن یونس بن عیسی بن عبدالله الارفع) و مشابه آن .

نام مادرش در جایی ثبت نشده اما از اقوال بزرگان همچون خواجه عبدالله انصاری معلوم میاید که از سادات جلیل القدربوده ، زیرا دایی سهل را که اولین استاد و مرشد وی نیز بوده در طبقات صوفیه صفحه 133 تا 135 به نقل از خواجه (سید) خوانده اند که در صفحات آتی به ذکرآن خواهیم پرداخت.

علاءالملک حسینی در کتاب فردوس مینویسد :

هنوز خانه های سهل و مزار مادر او که سیرگاه مقرر اهل شوشتر است به حال خود است و شبهای جمعه مردم آن دیار به زیارت آن عابده مبادرت مینمایند.

و مرحوم شرف الدین شوشتری میگوید :

سهل بن عبدالله شوشتری خانه اش و معبدش فیما بین مقام حضرت صاحب الزمان-عجل الله فرجه – و شیخ شمس الدین بوده ، بر سر چشمه آبی که هنوز باقی و مشهوراست به چشمه سوزنگر، مادرش هنگامیکه فوت کرد او را به اندازه یکصد قدم از معبد خود پایین آورده و اطاقی درست کرده و سنگ بُری نموده از قطعه کوهی در آن نزدیکی و مادر خود را در آن دفن نموده ، و آب انباری هم در آنجا دارد ، و مشهور است به اطاق کمری (تو کمری) و آن اطاق فعلا باقی است ولی افسوس اشخاص نا اهلی تقریبا در حدود سی سال پیش به طمع گنج ، قبر او را شکافتند...

سهل به مادرش بسیار عشق می ورزید و در دامن آن عابده روزگار به تحصیل علم و عرفان پرداخت ، احتمالا مادرش در سالهای 240 تا 250 هجری قمری در شوشتر دیده از جهان فرو بست و در نزدیکی خانه خویش (در کنار مقام صاحب الزمان فعلی) مدفون گردید.

نگارنده از مدفن مادر شیخ و محل معروف به خانه های سهل و چشمه مذکور و... چندین مرتبه دیدن نموده و با کمال تاسف باید گفت نحوه نگهداری و پاسداشت این اماکن باستانی درخورمنزلت چنین بزرگانی و در شان مسئولین فرهنگ دوست استان نمیباشد.     متاسفانه چشمه ی سوزنگر محلی برای تجمع معتادین شده در حالیکه میتوانست همچون        

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- اقتداری   احمد ، دیار شهریاران ،جلد نخست بخش اول فصل سوم صفحه 557

                                             

                                                صفحه  6                                               

چشمه جاری در بقعه شیخ سعدی در شیراز محل جلب گردشگران زیادی باشد. و از   خانه های سهل آثار چندانی باقی نمانده است و مزار مادر شیخ بسیار گمنام و بدون هیچ سنگ   نوشته ای در میان دیگر قبور گم گشته است وبا توجه به مصاحبه با مردم اطراف، ایشان هیچگونه اطلاعی در مورد این محلهای باستانی ندارند وتلاش برخی از بزرگان شهر برای مرمت و بازسازی و نگهداری آنها نیزبه جائی نرسیده و با مخالفتهای سازمان میراث فرهنگی مواجه شده اند. لذا با مراجعه بنده جهت انجام تحقیقات میدانی ،درخواست پیگیری آنرا داشتند .

امید آنکه بتوانیم با یاری مسئولین محترم برای این بخش از فرهنگ غنی اسلامی کشورمان با همکاری مردم فرهنگ دوستمان گامی مثبت برداریم.

تولد :  

تاریخ تولد سهل بخوبی مشخص نیست اما قویترین اقوال بزرگان ، اشاره به سال 203 هجری قمری دارد ، وی پس از تولد و سپری نمودن دوران طفولیت، در سه سالگی محو عبادات دائی خویش سیّد محمد سَوّار(بر وزن فعّال) گردید.

جناب شیخ عطّار در تذکرة الاولیا میفرماید:

سهل بن عبدالله تستری گفت :

سه ساله بودم که مرا قیام شب بودی و اندرنماز،خالم محمدبن سوّار همی گریستی که او را قیام است،گفتی :(یا سهل بخسب که دلم مشغول میداری ) و من پنهان و آشکارا نظاره ی او میکردم. تا چنان شد که حال خود را گفتم : (مرا حالتی میباشد صعب ، چنان بینم که : سر من در سجود است پیش عرش )

گفت : ای کودک ، پنهان دار این حالت و با کس مگوی.

پس گفت : به دل یاد کن آنگاه که در جامه ی خواب از این پهلو به آن پهلو گردی و زبانت نجنبد ، بگوی (اللهُ مَعی ، اللهُ ناظری ، اللهُ شاهدی... )1

اولین استاد :

در خصوص دائی و استاد سهل معروف به محمد سوّار به نقل از خواجه عبدالله انصاری آمده است : وی ( صحبت داشته با خال خود محمد بن سوّار... محمدبن سوّار خال و استاد سهل ، سیّد بوده ،از قدیمان مشایخ بصره است وی را سخن است نیکو ، سهل از وی روایت کند ، سهل مقتدا است ، وی را هفت ساله بود که مرقّع پوشید ، ... 2

علاءالملک حسینی شوشتری مینویسد:

(الشیخ العارف السیّار محمدالسوّار- قدّس سرّه – سِوارِ ساعدِ کرامت و سَوارِ مِضمارِ استقامت بوده ، از طبقه ثانیه و تلمیذ معروف کرخی بوده است )3

وی در نیمه دوم قرن اول میزیسته و افتخار شاگردی سه تن از مشایخ و اساتید قرآن به نامهای سفیان سوری ، معروف کرخی و ابو عمروبن علا را می یابد. 4

جناب سهل- رحمة اله علیه- ضمن شاگردی دائی بزرگوارش محمد سوّاردرسال 206 ه ق نمازشب و سلوک عملی را آغاز و در سال 210 ه ق به دست وی مرقع پوشید  و حدود ده

1-  عطار نیشابوری ، شیخ فریدالدین ، تذکرة الاولیا ، در ذکر سهل بن عبدالله

2-  جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 31

3-  حسینی مرعشی شوشتری ، سید علاءالملک ، فردوس

4- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 32

                                                                              صفحه  7

سال شاگردی وی را نمود و قرآن آموخت و روزه گرفت ....1

تاریخ دقیق فوت محمد سوّاربخوبی معلوم نیست ، اما از شواهد و قرائن چنین بر میاید که وی حدود سال 210 – 220 ه ق باید دار فانی را وداع گفته باشد و در عبادتگاه خویش (منزل مسکونی اش) که در حال حاضر در نزدیکی بقعه حضرت امام زاده سید محمد بازار و نزدیکی میدان حاج سلیمان (گوه حج سلیمون) و پشت مسجد حسین واقع      گردیده ، مدفون شده است .

نگارنده مقبره شیخ محمد سوّار را چندین مرتبه زیارت نموده ،اتاقی است بسیار محقر با کاشیهای میناکاری آبی رنگ در بیرون ساختمان که سال تجدید بنای آن نیز ذکر شده است، و طرفین آنرا دو برادر از سادات جلیله مرعشی بنامهای سید محمد رضا و سید ابراهیم احاطه نموده اند وتولیت آستان مقدس آن بزرگوار را به عهده دارند . وارد اتاق که میشوید سنگ مزار شیخ در پیش رو میباشد (یعنی ورودی مقبره از سمت قبله میباشد) و فضای داخلی اتاق کوچک ولی بسیارباصفا است و بر اساس بررسی بعمل آمده در صورت عدم توجه خانواده های مذکور، بقعه ایشان نیز همچون مزار خواهربزرگوارش و خانه های سهل از بین رفته بود .

 سفرها :      

اولین سفرشیخ در 13 سالگی (حدود 216 ه ق ) که مدت زیادی هم بطول نینجامیده ، و گویا رفت و برگشت وی مجموعا از شش ماه تجاوز نکرده است ، به بصره و عبادان (آبادان) بوده ، وی در این سن با مسئله ای بس شگرف در طریقت مواجه شده بود و برای یافتن پاسخ درموطن خود به نتیجه نرسیده بود لذا با ارشاد دائیش به دیدار علما و عرفای بصره شتافت ولیکن درآن دیار نیز پاسخ مناسب نیافت و از برای حل مسئله با راهنمائی بصریان به عبادان عزم سفر نمود.

ذکریا قزوینی مینویسد:

(عبادان : جزیره ایست نزدیک دریای نمک ، کمی پائین تر از بصره ... مرقد امامزاده ها ، خانقاه صوفیان ، و تکایای درویشان درعبادان تا بخواهی آبادانند .)2

در آبادان به خدمت عارف بزرگواری میرسد بنام ابوحبیب حمزة ابن عبدالله که سرآمد عرفای نیمه اول قرن سوم هجری خانقاههای جنوب بصره محسوب میشد ، وی از شاگردان مکتب حسن بصری (230 ه . ق) بود و در محضر عبدالواحد بن زید (177 ه ق) تلمذ مینموده.

شیخ عطّار به نقل از جناب سهل مینویسد:

(به دوازده سالگی مرا مسئله ای افتاد که کسی حل آن نمیتوانست کرد در خواستم تا مرا به بصره فرستادند تا آن مسئله را بپرسم ، بیامدم و از علماء بصره پرسیدم هیچکس مرا جواب نداد ، به عبادان آمدم به نزدیک مردی که او را حبیب بن حمزه گفتندی ، وی راپرسیدم ، جواب داد ، به نزدیک وی یک چندی ببودم و مرا از وی بسی فواید حاصل گشت.)3

1- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 34

2-  جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 39

3- عطار نیشابوری ، شیخ فریدالدین ، تذکرة الاولیا ، در ذکر سهل بن عبدالله

                                                                              صفحه  8

 

شیخ پس از بهره گیری از محضر ابو حبیب به زادگاهش بازگشت ، وی در سیزده سال آغازین سیروسلوک  با علما و عرفای زیادی ملاقات نمود ولی بیش از همه دائیش شیخ محمد سوّار و ابو حبیب عبادانی در شکل گیری تفکر و نوع نگرش عارفانه وی به هستی و کائنات تاثیرداشته اند.

امام قشیری مینویسد :

(... پس به تستر آمدم و قوت خویش با آن آوردم که مرا به درمی جو خریدند و به آس کردند و نان پختند و هر شب وقت سحر گاه به یک وقیه روزه گشادمی ، بی نان و بی خورش و بی نمک ، آن درم مرا سالی بسنده بود . پس عزم کردم که هر سه شب یکبار روزه گشایم و فرا پنج روز بردم ،پس فرا هفت روز بردم ، پس فرا بیست و پنج روز بردم و بیست سال بر این بودم ، پس سیاحت کردم چندین سال .)1 

سهل بن عبدالله تستری – رحمة الله علیه – حدوداً در33 سالگی برای بار دوم راه سفر در پیش گرفت و حدودا سه یا چهار سال از عمر شریف خویش را دراین سفر گذراند و در سفر حج افتخار شاگردی ومصاحبت با جناب ذوالنّون مصری (245 ه ق) را یافت ،و او از نزدیکان جنید بغدادی بود .

جناب شیخ عطّار در باره وی مینویسد :

آن پیشوای اهل ملامت ، آن شمع جمع قیامت ، آن برهان مرتبت و تجرید ، آن سلطان معرفت و توحید ، آن حجّتِ اَلفَقرُ فَخری ، قطبِ وقت  ذوالنّون مصری – رحمة الله علیه –از ملوک اهل طریقت بود ، وسالک راه بلا و ملامت ، در اسرار توحید نظری دقیق داشت و روش کامل و ریاضات و کرامات کامل .2

دکتر علی اصغر حلبی در وفیات الاعیان مینویسد :

سهل تستری ... پیر و مرشد او ذوالنّون مصری (245 ه ق) بود .3

آورده اند که تا جناب ذوالنّون – رحمة الله علیه – در قید حیات بود سهل بن عبدالله هرگز کمر خویش بر دیوار باز ننهاد و هیچ سوال جواب ندادی و بر منبر نیامد.

جناب شیخ عطار در این باره مینویسد :

( ... چهار ماه انگشت پای بسته میداشت

درویشی از او پرسید که : انگشت را چه رسیده است ؟

گفت : هیچ نرسیده است.

آنگاه آن درویش به مصر رفت . به نزدیک ذوالنون ، او را دید انگشت پای بسته .

گفت : انگشت تو را چه بوده است ؟

شیخ گفت : درد خاسته است .

گفت : از کی ؟

شیخ گفت :از چهار ماه .

گفت : حساب کردم ، در آنوقت بود که ذوالنّون را درد خاسته بود – یعنی موافقت شرط است – و واقعه را باز گفتم .

 

1- عثمانی  ، ابوعلی حسن بن احمد ، ترجمه رساله قشیریه ، صفحه 40 - 41

3- عطار نیشابوری ، شیخ فریدالدین ، تذکرة الاولیا ، در ذکر ذوالنون مصری

4- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 47

                                                                               صفحه  9

  ذوالنّون گفت : کسی مانده است که او را از درد ما آگاهی است و موافقت ما میکند .1

با توجه به اتفاق نظر اکثر علما ، استاد و مرشد سهل بن عبدالله ، جناب ذوالنّون مصری بوده است .

از دیگر عرفای بنام عصر شیخ میتوان به جنید بغدادی (متوفای 298 ه . ق ) اشاره کرد .

جناب شیخ عطار مینویسد :

آن شیخ علی الاطلاق ، آن قطب به استحقاق ، آن منبع اسرار ، آن مرتع انوار ، آن سبق برده به استادی،سلطان طریقت جنید بغدادی – رحمة الله علیه – شیخ المشایخ عالم بود...)

وی خواهر زاده سری سقطی (245 ه . ق) و مرید وی بوده است . 2

خواجه عبدالله انصاری می نویسد :

(جنید شبانه روزی چهارصد رکعت نماز ورد داشت . جنید را طاووس العباد میخواندند . سهل تستری که می برفت از دنیا گفت : هیچ کس مانده است که از این علم سخن گوید ؟

گفتند : جوانی است به بغداد ، جنیدش می خوانند .

وی گفت : جنید برخاست ؟ – یعنی پدید آمد ؟

گفتند : آری

سهل سجود شکر کرد و جان داد .)3

 

 

 

                              

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                           

 

 

 

 

1- عطار نیشابوری ، شیخ فریدالدین ، تذکرة الاولیا ، در ذکر سهل بن عبدالله ، صفحه 159

2- عطار نیشابوری ، شیخ فریدالدین ، تذکرة الاولیا ، در ذکر جنید بغدادی ، صفحه 363

3- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 50

 

                                                                             صفحه  10

 

 

 

 

 

 

 

 

     فصل سوّم

 

آراء و عقاید و سلسلۀ سهلیه                                                     

 

آثار و اقوال شیخ

 

 

 

آراء و عقاید سهل و مکتب سهلیه :

سخنان و گفتار شیخ بسیار است که در مواضع مختلف به آن اشاراتی خواهد شد . امّا در اینجا به مهمترین نظریۀ وی ، که باعث بوجود آمدن یکی از بزرگترین مکاتب عرفانی بنام سلسله سهلیه شد وپیروان بسیاری پیدا کرد و تا کنون نیز در اقصی نقاط  جهان پراکنده میباشند ، اشاره خواهد شد :

وی معتقد بود انسانها باید همیشه تائب باشند ، انسان معصیت کار برای معاصی خویش باید توبه کند ، وانسان مطیع باید از طاعت (کوتاهی در عبادات)توبه کند تا غرور نیابد .

و این امر، مخالفت علما را در پیش داشت و باعث شد که بر علیه وی قیام کنند واو را از شوشتر رانده و به بصره تبعید کنند .

دکتر علی اصغر حلبی می نویسد :

زندگی او همه به آرامی می گذشت ، مطلب مهمی که از حیات او قابل ذکرست تبعید اوست به بصره ... و علتش این بود که علمای شوشتر رساله وی را در باب (توبه فرد) مردود دانستند و مراد از توبه فرد – ازنظر سهل – این بود که می گفت : توبه به هر فردی واجب است ، عاصی باید از معصیت توبه کند و مطیع باید از طاعت ، تا هر دو از غرور برهند . 1 

به نظر نگارنده سهل بخوبی میتوانست با آنان احتجاج کند اما این را نیز میدانست که با توجه به اعتقادات حکام آنزمان هیچ سودی نمی بخشد و ممکن است به قتل او نیز اقدام کنند . چه اینکه قبلا نیز با ایشان به مجادله برخاسته بود و حقانیت خویش را ثابت نموده بود . در این باب به یک مطلب به عنوان نمونه اشاره مینمایم ؛

شیخ روزبهان بقلی شیرازی می نویسد :

(گویند ، جماعتی از فقها در پیش سهل بن عبدالله رفتند

سهل گفت که : من حجتم بر ملائکه و گوسفند من حجت است بر شما علما و فقها

ـــ براو انکار کردند

گفت : برخیزید و بروید و هر یکی دسته ای گیاه بیاورید .

ـــ و هر یکی برفتند و دسته ای گیاه بیاوردند ، او گوسفند خویش بگشاد ، و گیاه پیش   بنهاد ، گوسفند از آن هیچ نخورد .

گفت : این گوسفند جز آن نخورَد که من بیاورم

شیخ برخاست،پاره ای گیاه خشک بیاورد،وپیش گوسفند بنهاد ، گوسفند ازآن خوش بخورد.

شیخ گفت : این گیاه از کوه برای او آورده ام و گیاه شما از هر جای بوَد ، این جوابِ آنست که او حجّتست بر علما و فقها ، که شما از هر جا باک ندارید و بخورید . گوسفند در ورع چنین است .

و من هر هفتاد روز دو ورق درخت کُنار خورم و من بر ملائک حجتم ، یعنی ایشان را روحانی آفریده اند ، طعام را نه محتاجند . ومن باهمه علت و شهود ، مجاهدت را ممارست چنان کرده ام که خود را به این قــدر آورده ام . آن کُنار حلالـی بـود که بـه دسـت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 56

                                                                        

                                                صفحه  12

خویش نشانده ام .1

همانطور که ملاحظه شد شیخ در تقوی و وَرَع سرآمد روزگار خود بوده است ، و نقلست که زمینی در اطراف خانۀ خویش داشته که در آن زراعت مینموده و درخت کناری به دست خویش در کنار چشمه کاشته بود که طعامش از این دو محل تامین میشده ، یعنی جو را خود می کاشت و دست آس میکرد و می پخت و از میوه کنار نیز طعام می جست .

تبعید کنندگان شیخ در این اندیشه بودند که سهل پس از خروج از شهر ودیار خویش دیگر قادر به فعالیتهای خود نخواهد بود . غافل از اینکه زندگی وی تازه وارد مرحله جدیدی شده است و آراء و عقاید وی نیز درهمین بیست سال توقف در بصره به ظهور رسید و مکتب سهلیه (که بعدها سالمیه نامیده شد ) را بنا نهاد ، که در نیمه دوم قرن سوم هجری تقریبا تمام عرفای جنوب عراق و خوزستان و تا اصفهان را زیر پوشش برد .

مهدی توحیدی در مقدمۀ نفخات الانس مکتب سهلیه را از مکتبهای بزرگ تصوف اسلامی ایران برمیشمارد و می گوید :

( مؤسس این مکتب سهل بن عبدالله تستری است و پایۀ مکتب وی برای مجاهده نهاده شده است . هدف اصلی این مکتب مقاومت در برابر خواهشهای نفس است و پیروان آن با ریاضت کشی به تربیت نفس می پرداختند .2

و امّا خلاصه ای از مهمترین عقاید شیخ را می توان چنین بیان کرد :

ــ (توبه فرض است و در هر لحظه باید آنرا به جا آورد .)

ــ (حضور خداوند در همه جا رازی دارد که اگر عیان میشد دیگر نبوت مفهومی نداشت

و نبوت رازی دارد که اگر آشکارا میشد ، علم عبث میشد

و علم قرآن هم رازی دارد که اگر بر ملا می گشت احکام فقهی بیهوده میشد .)

ــ شیخ چهار اصل اساسی را برای رسیدن به سر منزل مقصود بیان میکند و میفرماید :

(جملۀ خیر در این خصال چهارگانه یافتم و ابدال بدین خصلتها ابدال شدند : شکم تهی و خاموشی و از خلق کرانه گرفتن و شب ناخفتن ... )3

و مرمذی........... میگوید :

(سهل بن عبدالله تستری از پیشوایان اهل سیروسلوک ) و(از مجتهدان صوفیه) و(از سران اولیه و پایه گذاران تصوف ) و(از محتشمان اهل تصوف و از کبار این طایفه و در این شیوه مجتهد و در وقت خود سلطان طریقت و برهان حقیقت بوده است . )

(مکتبی که وی ایجاد کرد یکی از شش حزب پرقدرت و مایه دار و پایدار تصوف بصره ) و بغداد در قرن سوم هجری است که تاثیر شگرفی درتکوین عرفان اسلامی داشته است .4

جناب سهل بن عبدالله تستری ـ علیه الرحمة ـ شاگردان بسیاری داشته(همچون منصور حلاج ــ 309ـ  ه ق) امّا یکی از ایشان معروفتر و به  وی نزدیکتر بود و هم او بعد ازاستادش سلسله (سهلیه) یا (سالمیه ـــ سلمیّه) را بسط داد و تبلیغ نمود .  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 17

2- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 69

3- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 72 - 84

4- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 91

                                                                          

                                               صفحه  13

 

ابوعبدالله سالمی نام وی محمد بن احمد بن سالم بصری که سی سال و به روایتی شصت سال شاگردی شیخ را نمود بخوبی عقاید و نظریات شیخ را مدون نمود و نام استاد خویش را برای همه اعصار زنده نگاه داشت .

آثار و اقوال :

از آثار به جای مانده از شیخ ـ رحمة اله علیه ـ عمدتا ًمیتوان به موارد ذیل اشاره نمود :

الف) کلمات و عبارات پندآموز فارسی و عربی

ب ) شطحیات

ج ) تالیفات

د ) اشعار و گزیده ها

با توجه به اینکه این همه از حوصله این تحقیق خارج است فقط به بعضی تالیفات منسوب به شیخ ـ رحمة اله علیه ـ اشاره میگردد :

1)   تفسیر قرآن العظیم

2)   دقائق المحبین

3)   مواعظ العارفین

4)   جوابات اهل الیقین

5)   هزار مسئله

6)   الشرح و البیان لما اَشکلَ من کلام سهل

7)   المعارضة والرّد علی اهل افراق ... فی کلام سهل  1

رحـلـت :

حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده صفحه 645 می نویسد :

شیخ ابو محمد سهل بن عبدالله تستری ، وفاتش در سنۀ ثلاث و سبعین و ماتین به زمان معتمد « در بصره » بوده .2

و اکثر مورخین رحلت شیخ را در سن هشتاد سالگی در سال( 283 ه ق ) در بصره ذکر کرده اند.

جناب سهل در سال 283 هجری قمری در بصره بدرود حیات گفت و همانجا مدفون گردید و مزار وی را عارف و عامی زیارت میکنند .

البته یک قول نیز هست که محمد باقر خوانساری نیز قائل به آن میباشد و میگوید :

(بنا به اظهاربرخی از مورخان رحلت وی در شوشتر اتّفاق افتاده و مرقد او آنجاست ...)3

                                    خدایش رحمت کناد

                                                                                 موسوی  بهار ۸۹

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 - جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 17 - 179

2- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 200

3- جلالی عزیزیان ، حسن ، شهرستان تصوف صفحه 206

                                                                          

                                                صفحه  14

                                              نتیجه گیری

 

(سهل بن عبدالله تستری از پیشوایان اهل سیروسلوک)و(ازمجتهدان صوفیه)و(ازسران اولیه وپایه گذاران تصوف)و(از محتشمان اهل تصوف و ازکبار این طایفه ودراین شیوه مجتهد ودروقت خودسلطان طریقت وبرهان حقیقت بوده است . )

(مکتبی که وی ایجاد کرد یکی از شش حزب پرقدرت و مایه دار و پایدار تصوف بصره ) و بغداد در قرن سوم هجری است که تاثیر شگرفی درتکوین عرفان اسلامی داشته است .

پدرش عبدالله نام داشت و اهل شوشتر بود. تاریخ تولد سهل بخوبی مشخص نیست اما قویترین اقوال بزرگان ، اشاره به سال 203 هجری قمری دارد ، وی پس از تولد و سپری نمودن دوران طفولیت، در سه سالگی محو عبادات دائی خویش سیّد محمد سَوّار(بر وزن فعّال) گردید.

جناب شیخ عطّار در تذکرة الاولیا میفرماید: سهل بن عبدالله تستری گفت : سه ساله بودم که مرا قیام شب بودی و اندرنماز،خالم محمدبن سوّار همی گریستی که او را قیام است،گفتی :(یا سهل بخسب که دلم مشغول میداری ) و من پنهان و آشکارا نظاره ی او میکردم. تا چنان شد که حال خود را گفتم : (مرا حالتی میباشد صعب ، چنان بینم که : سر من در سجود است پیش عرش ) گفت : ای کودک ، پنهان دار این حالت و با کس مگوی.

پس گفت : به دل یاد کن آنگاه که در جامه ی خواب از این پهلو به آن پهلو گردی و زبانت نجنبد ، بگوی (اللهُ مَعی ، اللهُ ناظری ، اللهُ شاهدی... ). تاریخ دقیق فوت محمد سوّاربخوبی معلوم نیست ، اما از شواهد و قرائن چنین بر میاید که وی حدود سال 210 – 220 ه ق باید دار فانی را وداع گفته باشد. اولین سفرشیخ در 13 سالگی (حدود 216 ه ق ) که مدت زیادی هم بطول نینجامیده ، و گویا رفت و برگشت وی مجموعا از شش ماه تجاوز نکرده است ، به بصره و عبادان (آبادان) بوده ، وی در این سن با مسئله ای بس شگرف در طریقت مواجه شده بود و برای یافتن پاسخ در موطن خود به نتیجه نرسیده بود لذا با ارشاد دائیش به دیدار علما و عرفای بصره شتافت ولیکن درآن دیار نیز پاسخ مناسب نیافت و از برای حل مسئله با راهنمائی بصریان به عبادان عزم سفر نمود. در آبادان به خدمت عارف بزرگواری میرسد بنام ابوحبیب حمزة ابن عبدالله که سرآمد عرفای نیمه اول قرن سوم هجری خانقاههای جنوب بصره محسوب میشد. شیخ پس از بهره گیری از محضر ابو حبیب به زادگاهش بازگشت ، وی در سیزده سال آغازین سیروسلوک  با علما و عرفای زیادی ملاقات نمود ولی بیش از همه دائیش شیخ محمد سوّار و ابو حبیب عبادانی در شکل گیری تفکر و نوع نگرش عارفانه وی به هستی و کائنات تاثیر داشته اند. سهل بن عبدالله تستری – رحمة الله علیه – حدوداً در33 سالگی برای بار دوم راه سفر در پیش گرفت و حدودا سه یا چهار سال از عمر شریف خویش را دراین سفر گذراند و در سفر حج افتخار شاگردی ومصاحبت با جناب ذوالنون مصری (245 ه ق) را یافت ،وکاملاً مرید او شد.و آورده اند که ذوالنون پیر و مرشد سهل بود.

سخنان و گفتار شیخ بسیار است، امّا مهمترین نظریۀ وی ، که باعث بوجود آمدن یکی از

                                            

                                                 صفحه  15

بزرگترین مکاتب عرفانی بنام سلسله سهلیه شد وپیروان بسیاری پیدا کرد و تا کنون نیز در

اقصی نقاط  جهان پراکنده میباشند ،بشرح ذیل است :

وی معتقد بود انسانها باید همیشه تائب باشند ، انسان معصیت کار برای معاصی خویش

باید توبه کند ، وانسان مطیع باید از طاعت (کوتاهی در عبادات)توبه کند تا غرور نیابد .

واین امر،مخالفت علما را درپیش داشت و باعث شد که برعلیه وی قیام کنند واو را از شوشتررانده و به بصره تبعیدکنند. 

شیخ در تقوی و ورع سرآمد روزگار خود بوده است ، و نقلست که زمینی در اطراف خانۀ خویش داشته که در آن زراعت مینموده و درخت کُناری به دست خویش در کنار چشمه کاشته بود که طعامش از این دو محل تامین میشده ، یعنی جو را خود می کاشت و دست آس میکرد و می پخت و از میوه کنار نیز طعام می جست. آراء و عقاید وی دربیست سال تبعید دربصره به ظهور رسید و مکتب سهلیه (که بعدها سالمیه نامیده شد ) را بنا نهاد ، که در نیمه دوم قرن سوم هجری تقریبا تمام عرفای جنوب عراق و خوزستان و تا اصفهان را زیر پوشش برد. و امّا خلاصه ای از مهمترین عقاید شیخ را می توان چنین بیان کرد :    ــ (توبه فرض است و در هر لحظه باید آنرا به جا آورد .)

ــ (حضور خداوند در همه جا رازی دارد که اگر عیان میشد دیگر نبوت مفهومی نداشت ، و نبوت رازی دارد که اگر آشکارا میشد ، علم عبث میشد ،و علم قرآن هم رازی دارد که اگر بر ملا می گشت احکام فقهی بیهوده میشد .)

ــ شیخ چهار اصل اساسی را برای رسیدن به سر منزل مقصود بیان میکند و میفرماید :(جملۀ خیر در این خصال چهارگانه یافتم و ابدال بدین خصلتها ابدال شدند : شکم تهی و خاموشی و از خلق کرانه گرفتن و شب ناخفتن ... )

جناب سهل بن عبدالله تستری ـ علیه الرحمة ـ شاگردان بسیاری داشته امّا یکی از ایشان معروفتر و به وی نزدیکتر بود و هم او بعد ازاستادش سلسله (سهلیه) یا (سالمیه ـــ سلمیّه) را بسط داد و تبلیغ نمود.ابوعبدالله سالمی نام وی محمد بن احمد بن سالم بصری که شصت سال شاگردی شیخ را نمود بخوبی عقاید و نظریات شیخ را مدون نمود و نام استاد خویش رابرای همه اعصارزنده نگاه داشت.ازآثاربه جای مانده ازشیخ ـ رحمة اله علیه ـ میتوان به موارد ذیل اشاره نمود :

 تفسیر قرآن العظیم * دقائق المحبین * مواعظ العارفین *جوابات اهل الیقین * هزار مسئله * الشرح و البیان لما اَشکلَ من کلام سهل * المعارضة والرّد علی اهل افراق ... فی کلام سهل 

خواجه عبدالله انصاری می نویسد:(سهل تستری که می برفت ازدنیا گفت:هیچ کس مانده است که ازاین علم سخن گوید؟ گفتند:جوانی است به بغدادجنیدش می خوانند.وی گفت:جنید برخاست؟– یعنی پدیدآمد؟گفتند:آری.سهل سجودشکرکردو جان  داد.) و اکثر مورخین رحلت شیخ را به سال( 283 ه ق ) در سن هشتاد سالگی  در بصره ذکر کرده اند. و همانجا مدفون گردید و مزار وی را عارف و عامی زیارت میکنند .

                                                

 

                                                صفحه  16

                                                                

                                                            فهرست عناوین

                                                  

 عنوان                                                                                صفحه

 

مقدمه                                                                                     1

 

فصل اول

                                                                                  

شوشتر کجاست                                                                         4- 2

 

فصل دوم

 

در ذکر سهل                                                                             6

 

پدر و مادر                                                                               6

 

تولد                                                                                       7

 

اولین استاد                                                                               7

 

سفرها                                                                                    11- 8

 

فصل سوم

 

آراء و عقاید سهل و مکتب سهلیّه                                                   13 – 12

 

آثار و اقوال                                                                            14

 

رحلت                                                                                   14

 

خلاصه و نتیجه گیری                                                                16 – 15

 

 

 

 

 

                                               صفحه  17

 

مــنــابــع و مــآخــذ:

 

 

1 – امام شوشتری ، سید محمد علی  ــــ  تاریخ جغرافیای خوزستان

 

2 ــ اقتداری ، احمد  ــــ  دیار شهریاران

 

3 ــ جلالی عزیزیان ، حسن  ـــ شهرستان تصوف

 

4 ــ جامی ، ابوعبدالرحمن ـــ نفخات الانس من ...

 

5 ــ حسینی جزایری شوشتری ، سید عبدالله ـــ تذکره شوشتر

 

6 ــ حسینی شوشتری مرعشی ، قاضی نورالله ـــ مجالس المومنین

 

7 ــ حسینی شوشتری مرعشی ، سید علاءالملک ـــ فردوس

 

8 ــ عطار نیشابوری ، فریدالدین ـــ تذکرة الاولیا

 

9 ــ عثمانی ، ابوعلی حسن بن احمد ـــ ترجمه رساله قشیریه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                  صفحه  18

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۹ساعت 14:37  توسط سید  |